قدم صدق

مترادف‌ها

صداقت، راستگویی، درستی

متضادها

ریاکاری

لغت نامه دهخدا

قدم صدق. [ ق َ دَ م ِ ص ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پی و اثر صدق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کردار نیک پیش فرستاده. || منزلتی بزرگوار. ( ترجمان علامه جرجانی ص 78 ).

فرهنگ فارسی

پی و اثر صدق کردار نیک پیش فرستاده

جمله سازی با قدم صدق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدست دل قدم صدق سیف برسر کویت نهاده چون سر مجنون بر آستانه لیلی

💡 داعی که می‌زند قدم صدق صاحبا در شارع محبتت از عالم قدم

💡 هله ای جان گشاده قدم صدق نهاده همه از پای فتاده تو خوش و دست زنانی

💡 بر سر آن ره نارفته که می باید رفت خیز و غافل منشین بر قدم صدق بایست

💡 خلع نعلین کند وز خود و دنیا بجهد همچو موسی قدم صدق زند بر در او

💡 عهد کردم که بجز حرف غم عشق نگویم یا رهی جز طلبت با قدم صدق نپویم

💡 برای رسیدن به موفقیت‌های پایدار در زندگی، انسان باید با قدم صدق و صداقت در مسیر اهداف خود حرکت کند و هرگز از مسیر حق منحرف نشود.

💡 او با برداشتن قدم صدق در مسیر اصلاحات اجتماعی، توانست اعتماد بسیاری از مردم را به پروژه‌های جدید و عدالت‌خواهانه خود در جامعه جلب کند.

💡 در ادبیات عرفانی، قدم صدق به معنای حرکت خالصانه و بدون ریا در راه معنویت و نزدیک شدن به حقیقت مطلق و خداوند متعال است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران