جای پا

لغت نامه دهخدا

جای پا. [ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رد پا. اثر پی.

فرهنگ فارسی

رد پا

جمله سازی با جای پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرتو رویش چنین گر مجلس افروزی کند زود باشد شمعها سر را به جای پا نهند

💡 سر به جای پای در میخانه می‌باید نهاد جای مردان را قدم مردانه می‌باید نهاد

💡 داریوش فرهود معتقد است: «آنها که همیشه پا روی جای پای دیگران می‌گذارند، هرگز جای پایی از خود نخواهند گذاشت.»

💡 ۳. ماه نورد دارای وزن ۱۷ تن است و هیچ اثری روی خاک نگذاشته‌است، ولی در کنارش جای پا دیده می‌شود.

💡 در راه عشق اگر سر بر جای پا نهادیم بر ما مگیر نکته ما را ز دست مگذار

💡 اولین قدم‌های انریکه برای پا جای پای پدر گذاشتن در زمان نوجوانی شروع شد، نوشتن ترانه و بعد هم قرار گرفتن پشت میکروفون، البته بدون اینکه والدینش بویی از. یان ببرند.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز