قالب زدن

مترادف‌ها

قالب‌گیری، شکل دادن

لغت نامه دهخدا

قالب زدن. [ ل َ/ ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در قالب آوردن:
حکیمی که جام لبالب زده
رسیده به اسرار و قالب زده.ملاطغرا ( از آنندراج ).|| دروغ گفتن. جعل کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - در قالب آوردن چیزی را ۲ - دروغ گفتن جعل کردن.

جمله سازی با قالب زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صنعتگر الهی. نامی مشتق از ریشه «تواکش» به معنی «قالب ریختن» در اساطیر هندو مظهر قالب‌گیری و قالب زدن است. آفریننده صورت‌ها و شکل‌ها است. الگوی تمام ویژگی‌های مخلوقات است. هر نوع از مخلوقات، قالب و الگوی خود را دارد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران