قالب گیری کردن

مترادف‌ها

قالب گرفتن، شکل دادن

لغت نامه دهخدا

قالب گیری کردن. [ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندازه و شکل جسمی را با قالبی معلوم کردن: قالب گیری کردن دندان مصنوعی. قالب گیری کلاه و کفش و غیره.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اندازه و شکل جسمی را با قالبی معلوم کردن: قالب گیری کردن دندان مصنوعی

جمله سازی با قالب گیری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعالی‌الله از این دو طفل توام که یکجانند گوئی در دو قالب

💡 ای جان چو به لب رسیدی از قالب من آخر بچه خوشدلی برون می‌نشوی

💡 قالب بحر این نشان پای هاست پس نشان پا درون بحر لاست

💡 او ازین کار گریزنده و این بالش ازو اندر آویخته پیوسته چو قالب به روان

💡 ز ضعف قالب من واقع است می داند که بار فاقه سبک تر ز بار منت اوست

💡 قالب فرسودگان، فانوس شمع طور شد تا به خاک کشتگان آن آتشین سیما گذشت

💡 در صنعت ریخته‌گری، فرآیند قالب گیری کردن قطعات فلزی با دقت بسیار بالا انجام می‌شود تا در نهایت محصولی با کیفیت و بدون هیچ‌گونه نقص ساختاری تولید گردد.

💡 هنرمندان مجسمه‌ساز برای ساخت آثار هنری خود، ابتدا از روی مدل اصلی با استفاده از مواد مختلف اقدام به قالب گیری کردن می‌کنند تا بتوانند از آن کپی تهیه کنند.

💡 برای تولید قطعات دندانپزشکی دقیق، متخصصان از تکنولوژی‌های پیشرفته جهت قالب گیری کردن از دهان بیمار استفاده می‌کنند تا بتوانند پروتزهای مناسب و بسیار باکیفیتی بسازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران