لغت نامه دهخدا
فنو. [ ف َن َ / نُو ] ( اِ ) فریب و غرور. || ( ص ) فریفته و مغرور. ( برهان ). فریفته. غره. ( صحاح الفرس ).
فنو. [ ف َن َ / نُو ] ( اِ ) فریب و غرور. || ( ص ) فریفته و مغرور. ( برهان ). فریفته. غره. ( صحاح الفرس ).
فریب و غرور. فریفته و مغرور
💡 درمان دارویی:میدازولام، فنوباربیتال، فنو تویین، دیازپام
💡 جوزف کینگ فنو مانسفیلد (۲۲ دسامبر ۱۰۸۳ - درگذشت ۱۸ سپتامبر ۱۸۶۲) از افسران ارتش ایالات متحده و از فرماندهان ارتش اتحادیه در جنگ داخلی آمریکا بودهاست. وی علاوه بر حرفه نظامی، مهندس راه و ساختمان بود. وی در طول جنگ داخلی به عنوان یکی از مسنترین فرماندهان در ارتش اتحادیه حضور داشت. وی در طی نبرد آنتی تام در روز ۱۷ سپتامبر ۱۸۶۲ فرمانده لشکر دوزادهم ارتش اتحادیه بود که بر اثر اصابت گلوله زخمی و فردای آن روز جان سپرد.