فنح

متضادها

شکست

لغت نامه دهخدا

فنح. [ ف َ ] ( ع مص ) کم از سیری خوردن آب را. ( منتهی الارب ). آب نوشیدن اسب کمتر از سیری. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کم از سیری خوردن آب را آب نوشیدن اسب کمتر از سیری.

جمله سازی با فنح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو ننمود رو هیچ فنح و فلاح بشد ارمک آنجا زبهر صلاح

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران