لغت نامه دهخدا
فلک مرتبه. [ ف َ ل َ م َ ت َ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) فلک مرتبت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فلک مرتبت شود.
فلک مرتبه. [ ف َ ل َ م َ ت َ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) فلک مرتبت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فلک مرتبت شود.
( صفت ) کسی که درجه و مقام او با فلک برابر است بلند مرتبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باآنکه ز بالای فلک مرتبه ماست در کوی غم عشق تو بینی که چه پستیم
💡 ای فلک قدر فلک مرتبه ای کز مه نو طوق فرمان تو را کرده فلک در گردن
💡 اخلاص شعاری، که بمعماری حکمش آباد شد این کاخ فلک مرتبه دیگر
💡 ملک اطوار فلک مرتبه عبدالرحمن که در رفعت او سجده گه ماه و خور است
💡 ملک ادراک فلک مرتبه عبدالرحمن که نهال قلمش سرو گلستان زکاست
💡 المنّه لله که جهان باز جوان شد وین شاه فلک مرتبه سلطان جهان شد