لغت نامه دهخدا
فلک سریر. [ ف َ ل َ س َ ] ( ص مرکب ) بلندپایه. والامقام. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه تخت سلطنت و قدرت او رابر فلک نهاده اند. به کنایه، پیروز و برتر از همه.
فلک سریر. [ ف َ ل َ س َ ] ( ص مرکب ) بلندپایه. والامقام. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه تخت سلطنت و قدرت او رابر فلک نهاده اند. به کنایه، پیروز و برتر از همه.
( صفت ) بلند پایه والامقام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمشید فلک سریر شاه اسمعیل کش افسر خورشید تبارک بادا