فسقی
مترادفها
گناهکار، فاسق، بدکار
متضادها
پارسا، متقی، صالح، نیکوکار
لغت نامه دهخدا
فسقی. [ ] ( معرب، اِ ) به یونانی فروع است. ( فهرست مخزن الادویه ).
جمله سازی با فسقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فظفرنا بقلوب و علمنا بغیوب فسقی الله و سقیا لعیون رمقونا
💡 مر مرا از خانه بیرون میکند بهر فسقی فعل و افسون میکند
💡 بسیاری از مفسران معتقدند که فرد فسقی کسی است که مرزهای الهی را شکسته و با رفتارهای ناپسند خود، آرامش را از جامعه و خانواده خود سلب میکند.
💡 در متون مذهبی قدیمی، توصیف فرد فسقی معمولاً با اشاره به پیمانشکنیهای اخلاقی و تکرار گناهان بزرگ برای بازگرداندن او به مسیر درست انجام میشد.
💡 برخورد با یک شخصیت فسقی در داستانهای کلاسیک، اغلب با چالشهای اخلاقی عمیقی همراه است که قهرمان داستان را با تصمیمهای بسیار دشوار روبرو میسازد.