لغت نامه دهخدا
فروبستگی. [ ف ُ ب َ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) پیچیدگی:
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می باش.حافظ.
فروبستگی. [ ف ُ ب َ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) پیچیدگی:
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می باش.حافظ.
پیچیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ماه! گشاده کن به وصلت گرهم تا من ز فرو بستگی غم برهم
💡 همه کارها از فرو بستگی گشاید ولیکن به آهستگی