چرخیده

لغت نامه دهخدا

چرخیده. [ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) چرخ خورده. چرخ زده. رجوع به چرخیدن شود.

فرهنگ فارسی

چرخ خورده. چرخ زده

جمله سازی با چرخیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این جریان به عنوان جریان اقیانوس هند جنوبی و بخشی از جریان پیراقطبی جنوبگان آغاز شده و با رسیدن به استرالیای غربی به سمت شمال چرخیده و به موازات ساحل غربی استرالیا به سمت شمال گردش کرده و جریان استرالیای غربی را پدید می‌آورد.

💡 میهمانان با گرفتن دست‌های یکدیگر، حلقه‌ای تشکیل داده و با پای چپ جلو آمده و با پای راست به عقب می‌روند. این رقص، میان یهودیان مرسوم است. میهمانان به دور عروس چرخیده و برایش آواز می‌خوانند. آن‌ها با این کار عروس را شاد می‌کنند.

💡 ساختار کریستالی می‌تواند بخش‌هایی داشته باشد که بازتاب، تکرار اشتباه، و چرخیده شده باشد. که می‌تواند سبب تشکیل کریستال‌های دوگانه شود. در نقطهٔ برخورد بخش‌های دوگانگی، تغییر جهت ساختار کریستالی و جهت رشد قابل مشاهده است. دوگانگی مکرر در جواهرات به شکل لایه‌هایی دیده می‌شود. دوگانگی در کریستال می‌تواند به دلیل تغییر دما و فشار در زمان یا بعد از تشکیل دانست.

ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
شوی جستن یعنی چه؟
شوی جستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز