لغت نامه دهخدا
یک ساعتی. [ ی َ / ی ِ ع َ ] ( ص نسبی ) یک ساعته. در مدت یک ساعت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یک ساعته شود.
یک ساعتی. [ ی َ / ی ِ ع َ ] ( ص نسبی ) یک ساعته. در مدت یک ساعت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یک ساعته شود.
یک ساعته در مدت یک ساعت
💡 هیچ افتدت ای جان که مرا برخیزی یک ساعتی از راه جفا بر خیزی
💡 مشو از یاد حق یک ساعتی ای سیدا غافل که میگردد مربی در دو عالم ذکر یاربها
💡 هرکه او یک لحظه آزار تو را دارد حَلال لذت یک ساعتی بر عمر او گردد حرام
💡 میگشتهام بیهوش من تا روز روشن دوش من یک ساعتی ساران کو یک ساعتی پایان کو
💡 چرا ایستاده یی ای سیدا چون سرو پا در گل درین گلزار نتوان ساختن یک ساعتی منزل