یک راه

لغت نامه دهخدا

یک راه. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) رونده در یک جاده. ( ناظم الاطباء ). || ( ق مرکب ) یک نوبت. یک بار.

فرهنگ فارسی

رونده در یک جاده یک نوبت

جمله سازی با یک راه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم که یک راه ای صنم بر چشم خواجو نِهْ قدم گفت از سرشک دیده‌اش پرخون کنم بَشماق را

💡 راه جنگلی نوعی گذر است که به صورت یک راه با امکانات اولیه در دل جنگل‌ها ساخته می‌شود.

💡 صدق کند. یک راه تعیین بهترین فرضیه، این است که بدنبال محتمل‌ترین فرضیه‌ای باشیم که با داشتن داده‌های آموزشی

💡 این قلعه دارای تونلی آجری است که به کوه قلعه، یکی دیگر از قلعه‌های تاریخی اسماعیلیان، متصل است و این راه زیرزمینی این دو قلعه را به وسیله یک راه زیرزمینی دیگر به وسط شهر تاریخی تون متصل می‌کند. در داخل این تونل زیرزمینی که پس از زمین‌لرزهٔ سال ۱۳۴۷ کشف شد، اجساد بسیاری از مردگان یافت شد که در کنار هم در داخل این تونل چیده شده و دارای کفن‌هایی با آثار اسلامی و آیات قرآن بودند.

💡 اگر یاری کند یک بار شیطان را و مالک را وگر خصمی کند یک راه حورا را و رضوان را

💡 شیر گردنده که یک راه به جایی بگذشت بیم آنست کز آن سو گذرد دیگر راه

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز