یک تک

لغت نامه دهخدا

یک تک. [ ی َ / ی ِ ت َ ]( ص مرکب، ق مرکب ) به یک روش دویدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

به یک روش دویدن

جمله سازی با یک تک

💡 به یک تک درنوردد توسن عزم تو صحرایی که در گام نخستش ره شود کم حد و پایان را

💡 دیسکوگرافی این گروه فنلاندی شامل هشت آلبوم استودیویی، یک آلبوم چند آهنگه، پنج آلبوم زنده، هفت آلبوم گردآوری شده، سیزده موزیک ویدئو و بیست و یک تک آهنگ می‌باشد.

💡 اشک چون طفل که ناخوانده به یک تک بدود باز چون خوانمش از دیده به بر می‌نرسد

💡 تک شاخ مدرن، اسب نری بسیار زیبا و مطیع است که یک تک شاخ بر پیشانی اش قرار دارد. با این وجود، تک شاخ اصلی، یک اسب نجیب رام نشدنی بود که ریشی بز مانند، دمی چون شیر، و سمی شکافته داشت.

💡 از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴ و هم چنین ۱۹۸۶ این جام توسط چهار تیم برگزار می‌شد که مشتمل بر نیمه‌نهایی، مسابقه سومی و فینال بوده‌است. در سال ۱۹۸۵ و از سال ۱۹۸۷ یک تک مسابقه بین رئال مادرید و یک تیم مهمان برگزار می‌شود.

💡 تن به صد منزل رود دل می‌رود یک تک به حج ره روی باشد چو جسم و ره روی همچون فؤاد

فوغ یعنی چه؟
فوغ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز