لغت نامه دهخدا
پردا. [ پ َ ] ( اِ ) فردا. ( برهان ). غَد.
پردا. [ پ َ ] ( اِ ) فردا. ( برهان ). غَد.
= فردا
( اسم ) فردا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از تظاهرات، مقامات مجبور شدند با تأمین مسکن و تعیین پردا خت غرامت به حدود ۲۳۰۰ روستایی که زمین آنها به اجبار برای ایجاد ساختمان و محوطه برای کارخانه ذوب مس استفاده شده بود، مواجه شوند. گزارشها حاکی از آن است که روستاییان اهل هونگمیائو و جینگوانگ، در نوامبر ۲۰۱۱ اخطارهای تهدید آمیز برای تخلیه دریافت کردند و در ماه بعد شاهد تخریب خانههایشان بودند. از ژوییه ۲۰۱۲، آنها هنوز غرامت وعده غرامت داده شده ازسوی دولت را دریافت نکرده بودند.