لغت نامه دهخدا
یک مزه. [ ی َ / ی ِ م َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) هم مزه. ( یادداشت مؤلف ). هم طعم. دو یا چند طعام که دارای یک طعم و مزه باشند. دارای مزه واحد:
جد مرا ز هزل بباید نصیبه ای
هرچند یک مزه نبود شهد با شرنگ.سوزنی.
یک مزه. [ ی َ / ی ِ م َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) هم مزه. ( یادداشت مؤلف ). هم طعم. دو یا چند طعام که دارای یک طعم و مزه باشند. دارای مزه واحد:
جد مرا ز هزل بباید نصیبه ای
هرچند یک مزه نبود شهد با شرنگ.سوزنی.
هم مزه هم طعم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲- روغن زیتون خالص، فقط از روغن خالص بدست آمده است، اما از کیفیت کمی پایینتر همراه با اسیدیته آزاد تا ۱٫۵٪ و به عنوان یک روغن دارای یک مزه خوب قضاوت میشود.
💡 جد مرا ز هزل بباید نصیبه ای هر چند یک مزه نبود شهد با شرنگ