یک ذره

لغت نامه دهخدا

یک ذره. [ ی َ / ی ِ ذَرْ رَ / رِ ] ( ق مرکب ) مقدار بسیار خرد و اندک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مقدار بسیار خرد و اندک.

جمله سازی با یک ذره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک محلول فوق اشباع ممکن است با افزودن یک «دانه» که ممکن است یک کریستال ریز از حل شونده یا یک ذره جامد کوچک باشد که رسوب را آغاز می‌کند، به تعادل برسد.

💡 معادله موج کولن برای یک ذره باردار با جرم معادله شرودینگر با پتانسیل کولن است

💡 آفتاب و مه و سیاره چو ما عریانند بلکه یک ذره نمانده است که عریان تو نیست

💡 مگر ز روی تو یک ذره می‌شود پیدا که مه هلال شد و آفتاب می‌گیرد

💡 نیست منزل صبر را یک لحظه پیش من چنانک نیست قیمت شرم را یک ذره در بازار تو

💡 یک نیروی پایستار نیرویی است که کار انجام شده توسط آن بین دو نقطه، مستقل از مسیر حرکت ذره است. به‌طور هم ارز، یک ذره در یک حلقه بسته کار خالصی (مجموع نیروها در طول مسیر ضرب در جابه‌جایی) توسط یک نیروی پایستار انجام نمی‌دهد.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز