یک دوم

لغت نامه دهخدا

یک دوم. [ی َ / ی ِ دُ وُ / دُوْ وُ ] ( اِ مرکب ) نصف. نیم. نیمه. از دو یکی. یک جزء از دو جزء. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عدد کسری نصف نیم نیمه.

جمله سازی با یک دوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ویژه در حالت مدار دایره‌ای، این آهنگ معادل است با نصف شتاب جاذبه محلی یعنی شتاب سقوط برای جسمی در فاصله‌ای به دوری مدار؛ این نتیجه مرتبط است به این حقیقت که برای یک مدار دایره‌ای انرژی کل معادل است با نصف انرژی پتانسیل، با این توجه که انرژی جنبشی خود برابر با منهای یک دوم انرژی پتانسیل است.

💡 در اوایل قرن ۱۹ میلادی سکه‌های مسی در آحاد ۲ و ۵ اسپر و ۱ میلیارد خروب ضرب می‌شدند. سکه‌های نقره ۳ و ۴و ۶و ۸و ۱۲ موزونا و ۱ و ۲ بوجو بودند. سکه‌های طلا نیز در آحاد یک دوم و یک چهارم سلطانی ضرب می‌شدند.

💡 بیشترِ بازاریاب‌های تلفنی زن هستند؛ که دلیل اصلی آن ارزان بودن کارمندان زن است. حقوق یک بازاریابِ تلفنیِ زن یک دوم تا یک چهارمِ حقوق یک بازاریابِ تلفنیِ مرد است. یکی دیگر از دلایلِ زیاد بودنِ تعدادِ بازاریاب‌هایِ زن، مؤدب بودن و خوش‌رفتار بودنِ آن‌ها در مقایسه با بازاریاب‌های تلفنی مرد دانسته شده است.

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز