یک ته

لغت نامه دهخدا

یک ته. [ ی َ / ی ِ ت َه ْ ] ( ص مرکب ) یک لا. یک تو. یکتا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به یک تهی و یکتا شود.

فرهنگ فارسی

یک لا یک تو

جمله سازی با یک ته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر چه در نرمترین رنگ مایه اش ضعیف است اما، سبز، یک ته رنگ متمایل به بازگشت است و فقط نیاز دارد که با مقادیر کمی از رنگ مکمل قوی اش، قرمز، ترکیب شود تا سر زندگی اش افزایش و بازیابی شود.

💡 فیلتر سیگار بیشترین ماده‌ای در جهان است که به صورت آشغال ریخته می‌شود و تعداد آن در سال به ۴٫۵ تریلیون می‌رسد. تخمین‌ها نشان می‌دهد که برای تجزیه کامل یک ته سیگار از ۵ تا ۴۰۰ سال زمان نیاز است.

💡 ذرات جهان ریزه خور خوان سپهرند هر چند که بر سفره او یک ته نان است

💡 همت از مهر فراگیر که با یک ته نان ذره ای نیست که شرمنده احسانش نیست

💡 در گره می فتد از بند قبا رشته شوق یک ته پیرهن آیی به کنارم چه شود؟

💡 ای صبا بلبل ما ذوق تماشا دارد غنچه را یک ته پیراهن عریانی کن

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز