یک بن

لغت نامه دهخدا

یک بن. [ ی َ / ی ِ ب ُ ] ( اِ مرکب ) ریحان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ریحان شود.

فرهنگ فارسی

ریحان

جمله سازی با یک بن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر بازی که این دو شرط را داشته باشد یک بن بست به حساب می‌آید.

💡 زان نیش که دی زد به رگ دست تو فصاد در یک بن مو نیست که صد نیش ندارم

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز