لغت نامه دهخدا
یومی. [ ی َ می ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به یوم. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یوم شود. || روزانه و هرروزی. ( ناظم الاطباء ).
یومی. [ ی َ می ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به یوم. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یوم شود. || روزانه و هرروزی. ( ناظم الاطباء ).
منسوب به یوم روزانه و هر روزی
یومی ( به ژاپنی: Yomi، 黄泉 ) واژه ای ژاپنی است به معنای "دنیای زیرین" یا "دنیای مردگان" که موجوداتی وحشت انگیز و جهنمی از آن نگهبانی می کنند. بر اساس اسطوره شناسی آئین شینتو که در کتاب کوجیکی آمده است، یومی اقامتگاه ابدی مردگان است. هنگامی که کسی از اجاق جهان مردگان تناول کرد، بازگشتش به دنیای زندگان غیرممکن می شود. بر اساس افسانه های ژاپنی، یومی در زیر خاک این جهان قرار گرفته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و من یومی و من ساعات یومی و من شهری و من ایام شهری
💡 بمقامی که قوت یومی خود نبود ساختن چنین دشوار
💡 فمن لی باحرار قدیماً عرفتهم کانی بهم فی النوم یومی اسمع
💡 ۴.^ در شینتو، یومی عالم اموات یا زیرین جهان است. مرادف افسانهای یونانی آن هیدس است.
💡 شرح آن در همان باب کتاب بیان فارسی چنین آمده است: خداوند عالم در میان ایام یومی را منسوب به خود فرموده و آن را یومالله خوانده است.
💡 انّی اذا اعرف یومی اصبر اذ بعضهم یعرف ثمّ ینکر