یفع

لغت نامه دهخدا

یفع. [ ی َ ف َ ] ( ع اِ ) پشته و زمین بلند. ج، اَیفاع، یُفوع. || ( ص ) کودک بالیده. ج، ایفاع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مردآساشده. ( مهذب الاسماء ).
یفع. [ ی َ ] ( ع مص ) برآمدن برکوه. || گوالیدن و نزدیک بلوغ رسیدن و دارای بیست سال شدن کودک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بر آمدن بر کوه گوالیدن و نزدیک بلوغ رسیدن و دارای بیست سال شدن کودک

جمله سازی با یفع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیت یفع روستایی است در (أعلا بن السیاغ) از توابع استان حُدَیده در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است.

قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
بیوگرافی یعنی چه؟
بیوگرافی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز