لغت نامه دهخدا
گرگ کهن. [ گ ُ گ ِ ک ُ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آزموده کار. ( مجموعه مترادفات ص 9 ).
گرگ کهن. [ گ ُ گ ِ ک ُ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آزموده کار. ( مجموعه مترادفات ص 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کای خدا افغان ازین گرگ کهن گویدش نک وقت آمد صبر کن
💡 یکی گرگ کهن شد با سر چاه درون چاه دید افتاده روباه
💡 چه درمان بود آن گرگ کهن را؟ که درمان نیست درد این سخن را
💡 در پناه راعی عدل رعیت پرورت گله گرگ کهن را بره تنها براند
💡 در ضبط کار مملکت ار رای باشدت بر میش لنگ گرگ کهن را شبان نکنی
💡 ز روبه بازیش بر یوسف جان به تو گرگ کهن شد تیز دندان