گرگ پیکر

لغت نامه دهخدا

گرگ پیکر. [ گ ُ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) گرگ منظر. || درفشی که به هیأت گرگ باشد:
یکی گرگ پیکر درفش از برش
به ابر اندر آورده زرین سرش.فردوسی.به پیش اندرون گرگ پیکر یکی
یکی ماه پیکر ز دور اندکی.فردوسی.ز تیغ دلیران هوا شد بنفش
نه پیداست آن گرگ پیکر درفش.فردوسی.

فرهنگ فارسی

۱ - آنچه دارای اندام و پیکر گرگ باشد. ۲ - درفشی که شکل گرگ بر آن منقوش باشد: شاه او را خلعت داد و علم گرگ پیکر بدو داد و سپاه او را نیز ترتیب داد.

جمله سازی با گرگ پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی گرگ پیکر درفش از برش برآورده از پرده زرین سرش

💡 ز تیغ دلیران هوا شد بنفش نه پیداست آن گرگ پیکر درفش

💡 یکی گرگ پیکر درفش سیاه پس پشت گیو اندرون با سپاه

💡 یکی گرگ پیکر درفش از برش به خورشید رخشان رسیده سرش

💡 یکی گرگ پیکر درفش از برش به گردنده گردون رسیده سرش

💡 یکی گرگ پیکر درفشی سیاه پس پشت گیو اندرون با سپاه

پهلوگرفتن یعنی چه؟
پهلوگرفتن یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز