گرم و سرد

لغت نامه دهخدا

گرم و سرد. [ گ َ م ُ س َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حار و بارد. رجوع به گرم و رجوع به سرد شود. || کنایه از حوادث زمان. ( آنندراج ). کنایه از محنت و راحت و سخت و سست و شدت و رخا و بدی و نیکی و امثال اینها. ( برهان ).
- گرم و سرد روزگار چشیدن؛ باتجربه شدن. تجربه آموختن. ورزیده شدن. مجرب گشتن. تطورات روزگار را دیدن: مرد باخردی تمام بود [ خواجه حسن ]. گرم و سرد روزگار چشیده و کتب باستان خوانده. ( تاریخ بیهقی ). اما ایاز از بس بناز و عزیز برآمده است هر چند عطسه پدر ماست و از سرای دور نبوده است و گرم و سرد نچشیده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 265 ). رجوع به گرم و سرد چشیدن شود.

جمله سازی با گرم و سرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این حمام تاریخی با ۲۵۰ متر مربع زیربنا شامل ورودی، هشتی، رختکن، حمام آب گرم و سرد و خزینه است که در ساخت آن از آجرهای نظامی، سنگ و ساروج استفاده شده و تمام فضای آن به صورت طاق و چشمه و گنبدی بنا شده است.

💡 زمانه روشن و تاریک و گرم و سرد شود مقام جز به سرچشمه زمانه مکن

💡 3- رزمی از روزگار بیان کن و بگو که گرم و سرد روزگاران را چگونه پشت سر گذاشته ای.

💡 از جفای ظالمان و گرم و سرد روزگار یک جهان مظلوم را لب خشک نانی دیده تر

💡 کشتم ز گرم و سرد تموز و خزان بسوخت بگذاشت چار فصل حیاتم بهار کو؟

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز