گرفته زدن

لغت نامه دهخدا

گرفته زدن. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نیزه و طعنه زدن. ( برهان ) ( آنندراج ):
هست فلک را بطبع خاصه بر اهل هنر
رسم گرفته زدن خوی دغا باختن.
سنایی غزنوی ( از حاشیه برهان چ معین ).
ز مهرم مکش سوی پیکار خویش
گرفته مزن بر گرفتار خویش.نظامی.|| کنایه از لاف زدن و گزاف گفتن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ):
گرفته مزن در حریف افکنی
گرفته شوی گر گرفته زنی.نظامی.|| سرزنش کردن. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نیزه زدن طعن زدن: زمهرم مکش سوی پیکار خویش گرفته مزن بر گرفتار خویش. ( نظامی ) ۲ - سرزنش کردن ملامت کردن. ۳ - لاف زدن گزاف گفتن.

جمله سازی با گرفته زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هفت فلک را به طبع خاصه بر اهل هنر رسم گرفته زدن خوی دغا باختن