لغت نامه دهخدا
گردون تک. [ گ َ ت َ ] ( ص مرکب ) مرکب تیزتک. ( آنندراج ). اسب تیزرو. ( ناظم الاطباء ):
کرد گزین زآن همه گردون تکان
پنجهزار از صدوپانصد گران.میرخسرو ( از آنندراج ).
گردون تک. [ گ َ ت َ ] ( ص مرکب ) مرکب تیزتک. ( آنندراج ). اسب تیزرو. ( ناظم الاطباء ):
کرد گزین زآن همه گردون تکان
پنجهزار از صدوپانصد گران.میرخسرو ( از آنندراج ).
تیز رو تندرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر گردون تک ابرش رساند گوزد و بر تارک ابرش رساند