لغت نامه دهخدا
کامپوز. ( نف مرکب ) کامجوی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به پوزیدن در لغت نامه و چاه پور در برهان شود.
کامپوز. ( نف مرکب ) کامجوی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به پوزیدن در لغت نامه و چاه پور در برهان شود.
کامجوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فرهنگ ترکمنی سه آلهٔ موسیقی :(دوتار، نای، دایره و غیجک) از جمله اساسیترین و کهنترین آلات موسیقی میباشد. ترکمنها این آلات موسیقی را در هنر موسیقی خود از دیر زمانها استفاده کردهاند و میکنند. موسیقی کلاسیک و کهن ترکمن فاقد آلات موسیقی ضربی بوده، و امروز با گذشت زمان و همنوا با رشد موسیقی عصر و زمان آلات موسیقی ضربی نیز در آهنگهای ترکمنی شنیده میشود، با آنهم ترکمنها شنیدن آهنگهای کلاسیک خود را، که در آن از آلات ضربی موسیقی استفاده نشده، بیشتر ترجیع میدهند. آهنگهای کلاسیک ترکمنی بیشتر بر اساس داستانهای قدیمی ترکمنی توسط شاعران تصنیف گردیده، و توسط هنرمندان که در ترکمنی به نام (بخشی) یاد میگردند، کامپوز و اجرا گردیده و میگردد.