کام طبع

لغت نامه دهخدا

کام طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) حریص و طامع. ( آنندراج از فرهنگ فرنگ ). آزمند. طمعکار. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با کام طبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز دست شاهد شیرین زبان شکر لب به کام طبع می تلخ خوشگوار افتاد