چرخ خوردن

مترادف‌ها

چرخیدن، دور زدن

متضادها

ایستادن، سکون

لغت نامه دهخدا

چرخ خوردن. [ چ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) بمعنی حرکت دوری است. ( آنندراج ). گرد گردیدن. بدور خود یا بدور کسی گشتن.
- چرخ خوردن سر؛ دوار داشتن و گیج رفتن سر.
- || برگشتن سر. رجوع به چرخ رفتن شود.

جمله سازی با چرخ خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باله پشتی. روی کمر ماهی قرار دارد و ممکن است ماهی تا سه تا از آن‌ها را داشته باشد. این باله از ماهی در برابر چرخ خوردن محافظت کرده و در چرخش ناگهانی و توقف به او کمک می‌کند. در قلابچه‌ماهی قسمت میانی باله پشتی تبدیل به «ایلیسیوم» و «اسکا» شده و معادل میله و طعمه قلاب ماهی‌گیری است.

💡 تیم ما با وجود تمام تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های انجام شده، در نهایت در مراحل پایانی مسابقات دچار چرخ خوردن و عدم پیشرفت شد.

💡 او ساعت‌ها در این مسیر تکراری چرخ خورد و تلاش کرد تا راهی برای خروج از این وضعیت بحرانی و بن‌بست فکری پیدا کند.

💡 اگر بدون داشتن استراتژی روشن و هدفمند در مسیر کسب‌وکار حرکت کنیم، فقط باعث چرخ خوردن درجا و هدر دادن منابع مالی خود خواهیم شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران