چالانچی

لغت نامه دهخدا

چالانچی. ( ترکی، ص مرکب ) سازنده. نوازنده. ساززن.
چالانچی. ( اِخ ) دهی از دهستان ایوان بخش گیلان شهرستان شاه آباد که در 7 هزارگزی جنوب باختری جوی رز و یک هزارگزی شوسه شاه آباد به ایلام واقع شده زمینش دشت و هوایش سردسیر است و 1750 تن سکنه دارد. آبش از سراب ایوان و محصولش غلات و برنج و حبوبات و توتون و لبنیات میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است و چادرنشین هستند. زمستان گرمسیر را به حدود باخترایوان و سومار میروند. در دو محل نزدیک بهم به علیاو سفلی مشهورند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ معین

[ تر. ] (ص نسب. ) سازنده، نوازنده، ساززن.

ویکی واژه

سازنده، نوازنده، ساززن.

جمله سازی با چالانچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تپه چغا زنگی در شهرستان ایوان، بخش مرکزی، روستای چالانچی واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۴۶۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 در بازارهای سنتی و قدیمی، گاهی اوقات یک چالانچی میان واسطه و خریدار قرار می‌گیرد تا قیمت‌ها را بالا ببرد و سود بیشتری برای خود کسب کند.

💡 او به عنوان یک چالانچی در معاملات املاک، تلاش می‌کند تا با ایجاد هیجان کاذب، خریداران را به سرعت برای خرید آن ملک سوق دهد.

💡 مدیریت بازار باید مراقب فعالیت‌های غیرقانونی چالانچی‌ها باشد تا از ایجاد رقابت ناعادلانه و افزایش بی‌مورد قیمت کالاها در میان مردم جلوگیری به عمل آید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران