پربانگ

لغت نامه دهخدا

پربانگ. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) پرآواز. پرغوغا. پرولوله. پرغلغله: قلب با امیر از جای برفت و جهان پربانگ و آواز شد. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر غوغا پر آواز پر سر و صدا٠

جمله سازی با پربانگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خمش کن زان که بی‌گفت زبانی جهان پربانگ و غلغل می‌توان کرد

💡 چو ژنده پیلی سرمست و چون فلک پردود چو نر هیونی پربانگ و شور و شیفته سر

استرالیا یعنی چه؟
استرالیا یعنی چه؟
بانداژ یعنی چه؟
بانداژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز