پراکننده

لغت نامه دهخدا

پراکننده. [ پ َ ک َ ن َ دَ / دِ ] ( نف ) پریشان کننده. متفرق کننده. تار و مار کننده. وِلوکننده. وِلاوکننده.

فرهنگ عمید

پریشان کننده، متفرق کننده.

فرهنگ فارسی

( اسم. پراگنیدن پراگندن ) پریشان کننده تار و مار کننده ولو کننده. یا پراگننده روشنایی. مفرق نور.

جمله سازی با پراکننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محیط بافت از لحاظ نوری، محیطی پراکننده و ناهمسانگرد بوده و وجود کلروفورهایی مانند هموگلوبین، ملانوزوم و دیگر سلول‌های زیستی سبب می‌شود تا مقدار زیادی از انرژی نور در بافت جذب شود. در نتیجه، چهار عامل پراکندگی، ناهمسانگردی، جذب و تابناکی (فلورسانس) باعث می‌شود تا پاسخ نوری بافت پیچیده باشد.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز