پر نطفه

مترادف‌ها

بارور

متضادها

عقیم

لغت نامه دهخدا

پرنطفه. [ پ ُ ن ُ ف َ / ف ِ ] ( ص مرکب ) دارای نطفه بسیار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای نطف. بسیار.

جمله سازی با پر نطفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رو به من آرند مشتی حمزه‌خوار چشم‌ها پر نطفه کف خایه‌فشار

💡 در مطالعات زیست‌شناسی تکاملی، بررسی میزان باروری و پر نطفه بودن نمونه‌های آزمایشگاهی برای پیشبرد پروژه‌های اصلاح نژاد در گونه‌های جانوری بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 پزشکان متخصص تولید مثل معتقدند که حفظ سلامت عمومی و سبک زندگی سالم می‌تواند به افزایش کیفیت سلول‌های جنسی و پر نطفه بودن آن‌ها کمک شایانی کند.

💡 تحقیقات علمی نشان می‌دهد که شرایط محیطی و تغذیه مناسب تأثیر مستقیمی بر میزان کارایی و پر نطفه بودن گامت‌ها در موجودات زنده مختلف دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران