لغت نامه دهخدا
پرعقل. [ پ ُ ع َ] ( ص مرکب ) که خرد بسیار دارد. سخت خردمند. داهی.
پرعقل. [ پ ُ ع َ] ( ص مرکب ) که خرد بسیار دارد. سخت خردمند. داهی.
پر خردی خردمندی بسیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمی توان به پر عقل شد فلک پرواز ز عشق، صائب بال و پری مهیا کن
💡 دلیت باید پر عقل و سر ز جهل تهی اگرت آرزوست امر و نهی و گاه و شهی
💡 ای روح چو طاووس بیفشان تو پر عقل یا یاد نداری تو که بر عرش پریدی