مباین

لغت نامه دهخدا

مباین. [ م ُ ی ِ ] ( ع ص ) ناسازوار. مخالف. ناسازگار. که بینونت دارد. جدا. ج، مباینات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): چنانکه اندرهندسه گویند که هر مقداری مشارک دیگر مقدار مجانس خود بود یا مباین. ( دانشنامه ). و رجوع به مباینه و مباینت و متباین شود.

فرهنگ عمید

مخالف.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مخالف: چنانکه اندر هندسه گویند که هر مقداری مشارک دیگر مقدار مجانس خود بود یا مباین.

جمله سازی با مباین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دین اسلام، ریشه در یک فرهنگ بیگانه داشت، و بسیاری از هندوها به اجبار دین اسلام را اختیار کرده بودند. در چنین شرایطی، آیین سیک در حقیقت مانند پلی میان هند و اسلام بود؛ در حقیقت پیدایش آیین سیک نتیجه طبیعی برخورد دو دین مباین و متفاوت است.

💡 مگو باطن به ظاهر شد مباین که ظاهر باشد اینجا عین باطن

💡 همه حدود مباین برین قیاس شناس همه فریق مخالف برین طریق نگر

💡 نه حرف میم مباین در او نه حرف الف نه نقش سیم مخالف در او نه نقش حجر

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز