لغت نامه دهخدا
کارلمان. [ ل ُ ] ( اِخ ) نام یکی از دو پسر «پپن لو برف » ( پپن قصیر ) وی به سال 771 م. درگذشت، و پس از او برادرش شارل ملقب به شارل کبیر ( شارلمانی ) بتنهائی پادشاهی یافت. ( ازتاریخ قرون وسطی، تألیف آلبرماله چ هژیر ص 117 ).
کارلمان. [ ل ُ ] ( اِخ ) نام یکی از دو پسر «پپن لو برف » ( پپن قصیر ) وی به سال 771 م. درگذشت، و پس از او برادرش شارل ملقب به شارل کبیر ( شارلمانی ) بتنهائی پادشاهی یافت. ( ازتاریخ قرون وسطی، تألیف آلبرماله چ هژیر ص 117 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرنولف پسر نامشروع کارلمان باواریایی بود. از سوی پدرش کارلمان بدو دوکنشین کارنت بخشیدهشد.