پاداش دهنده
مترادفها
پاداشبخش
متضادها
تنبیهکننده
لغت نامه دهخدا
پاداش دهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دَیّان. ( مهذب الاسماء ). آنکه پاداش دهد. جزادهنده. مکافات کننده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه پاداش دهد مکافات کننده جزا دهنده.
آنکه پاداش دهد جزا دهنده
جمله سازی با پاداش دهنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیکویی کرد بجای من و لیکن چه بود آنکه پاداش دهنده ست بصیرست و علیم
💡 مدیریت شرکت تصمیم گرفت یک سیستم جدید و پاداش دهنده برای کارمندان مستعد طراحی کند تا انگیزهی آنها برای پیشرفت در کار افزایش یابد.
💡 مطالعهی مستمر و یادگیری مهارتهای جدید، تجربهای بسیار پاداش دهنده برای آیندهی شغلی هر فرد در دنیای پررقابت امروز محسوب میشود.
💡 این پروژه تحقیقاتی بسیار پاداش دهنده بود، زیرا نتایج آن توانست مسیرهای جدیدی را برای کشف درمان بیماریهای نادر باز کند.