لغت نامه دهخدا
پانزده هزار. [ دَه ْ هََ / هَِ ] ( عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) خمسة عشر الفاً. پانزده بار هزار.
پانزده هزار. [ دَه ْ هََ / هَِ ] ( عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) خمسة عشر الفاً. پانزده بار هزار.
پانزده بار هزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بالاترین سرعت عملیاتی هواپیمای ایرباس ای۳۸۰ حدود ۱٫۰۶۲ کیلومتر بر ساعت (۵۷۳ گره) و برد آن هشت هزار مایل دریایی یا پانزده هزار کیلومتر با بیشترین تعداد مسافر است. زمان بارگیری کامل در فرودگاه یا پایانه هوایی مرکزی شامل پیاده کردن مسافران، تمیز کردن محیط داخلی هواپیما، سرویسهای دیگر، و سوار کردن مسافران برای پرواز بعدی دستکم ۹۰ دقیقه به طول میانجامد.
💡 این بنا در نوع خود یکی از بهترین سازههای باستانی است که تاکنون ساختار اصلی خود را همچنان نگاه داشتهاند. گنجایش این تماشاخانه در دوران باستان نزدیک به سی هزار نفر بوده است، اما امروزه روز بیشینه پانزده هزار تن میتوانند در این تماشاخانه حضور بهم رسانند.
💡 حتی در دوره افشاریان مظفرخان جودکی و جنگاورانی از ایل جودکی به سپاه نادر شاه پیوستند به گونه ای که مظفرخان به همراه پانزده هزار از سپاهیان به سرکوب حبشیان آشوبگر خوزستان پرداخت. همچنین جودکیها در جنگ با هند نادرشاه را همراهی کردند و پیروزمندانه به لرستان بازگشتند.
💡 مرکز اسناد انقلاب اسلامی در طول فعالیت خود توانسته است نزدیک به یک میلیون و هفتصد هزار برگ سند نوشتاری، شصت هزار قطعه عکس، دویست هزار قطعه نگاتیو، بیست و سه هزار ساعت صدا و پانزده هزار ساعت تصویر، آرشیوی بسیار غنی از اسناد انقلاب اسلامی را جمعآوری کند.