لغت نامه دهخدا
ناخون. ( اِ ) ناخن. ( آنندراج ). ضبط و تلفظ دیگری است از ناخن:
نوحه گر کرده زبان چنگ حزین از غم گل
موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا
گه قنینه به سجود اوفتد از بهر دعا
گه ز غم برفکند یک دهن از دل خونا.فیروز مشرقی.رجوع به ناخن شود.
ناخون. ( اِ ) ناخن. ( آنندراج ). ضبط و تلفظ دیگری است از ناخن:
نوحه گر کرده زبان چنگ حزین از غم گل
موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا
گه قنینه به سجود اوفتد از بهر دعا
گه ز غم برفکند یک دهن از دل خونا.فیروز مشرقی.رجوع به ناخن شود.
( اسم ) ناخن: نوحه گر کرده زبان چنگ حزین از غم گل موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا... ( فیروز مشرقی المعجم )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرکز این استان شهر پرا ناخون سی آیوتایا است.
💡 استان ناخون فانوم از نظر تقسیمات کشوری بخشی از ناحیه شمال خاوری تایلند به حساب میآید. مرکز این استان شهر ناکون پانوم است.
💡 استان ناکون پاتوم از نظر تقسیمات کشوری بخشی از ناحیه مرکزی تایلند به حساب میآید. مرکز این استان شهر ناخون پاتوم است.
💡 خدنگی محنتی کز شست فقر آید نهال آسا بکن سینه به زخم ناخون اندوه و بنشانش