پدرمرده

لغت نامه دهخدا

پدرمرده. [ پ ِ دَ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) یتیم از پدر:
گر از کارداران بود رنج نیز
که خواهند هم از پدرمرده چیز.فردوسی.پدرمرده را سایه بر سر فکن
غبارش بیفشان و خارش بکن.سعدی.|| بدبخت.

فرهنگ عمید

کسی که پدرش مرده باشد، یتیم: پدرمرده را سایه بر سر فکن / غبارش بیفشان و خارش بکن (سعدی۱: ۸۰ ).

جمله سازی با پدرمرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یک تغنّیِ او در نَشاط می آمد اگر چه قلبِ پدرمرده طفلِ مسکین بود

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز