پالاش

لغت نامه دهخدا

پالاش. ( اِ ) آلوده شدن پای باشد به گل و لای. ( برهان ):
چو پالغز و پالاش دارد گلت
مرنجان دلی تا نرنجد دلت.خسرو ( از لغت نامه رشیدی ).

فرهنگ عمید

۱. آلودگی: چو پا لغز و پالاش دارد گِلَت / مرنجان دلی تا نرنجد دلت (امیرخسرو: رشیدی: پالاش ).
۲. آلوده شدن پا به گل ولای.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آلوده شدن پای بگل ولای.

دانشنامه عمومی

پالاش ( به لاتین: Palash ) یک منطقهٔ مسکونی در بنگلادش است که در ناحیه نارسینگدی واقع شده است. پالاش ۹۴٫۴۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱۷۴٬۰۴۰ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با پالاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فانی ار دردکش میکده شد نیست عجب باده پالاش چو از آتش میخانه بسوخت

💡 اگر دریای خون گردد جهانی کجا چون چشم خون پالاش باشد

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز