لغت نامه دهخدا
( مجملاً ) مجملاً. [ م ُ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) نتیجه کلام و مختصراً و ما حصل کلام. ( ناظم الاطباء ). بطور اختصار. بطور خلاصه. اختصاراً. اجمالاً. و رجوع به مجمل شود.
( مجملاً ) مجملاً. [ م ُ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) نتیجه کلام و مختصراً و ما حصل کلام. ( ناظم الاطباء ). بطور اختصار. بطور خلاصه. اختصاراً. اجمالاً. و رجوع به مجمل شود.
( مجملاً ) (مُ مَ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) به طور اجمال، منحصراً.
به طور اجمال.
بطور اجمالمنحصرا: مجملا چنین گفت...
💡 کثرت و وحدتست در هر باب مجملا و مفصلا دریاب
💡 یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ علمهم علی وجهین، فما کان من ظاهر قول او حرکة جوارح علموه بظاهره و کتبوه علی جهته. و ما کان من باطن ضمیر یقال انّهم یجدون لصالحه ریحا طیّبة و لطالحه ریحا خبیثة فکتبوه مجملا عملا صالحا و آخر سیّئا.
💡 در همه مذهب حق مجملا قاتل تو قابل لعن خداست
💡 پس از برای ما تفکر در آنها و ادراک عجایب و غرایب آنها ممکن نیست، بلکه تفکر و تدبر ما منحصر است به آنچه مجملا وجود آنها را دانسته ایم و اصل آنها را شناخته و آنها بر دو قسم اند:
💡 ز نخل عشق طلب بر که مجملا بر او محقرست بر عقل هر چه معتبرست