واکردنی

لغت نامه دهخدا

واکردنی. [ک َ دَ ] ( ص لیاقت ) بازکردنی. گشودنی. گشادنی. قابل باز کردن. که بتوان بازش کرد. رجوع به واکردن شود.

جمله سازی با واکردنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما چون شرر در نقطه انجام بود آغاز ما

💡 محو گردد در نظر واکردنی مد شهاب دل منه چون غافلان بر طول ایام حیات

💡 در نظر واکردنی بیرون ز گردون می رویم چون شرار شوخ، مجمر عاجز تسخیر ماست

💡 در نظر واکردنی طی می شود عمر حباب تکیه ای بی مغز بر عمر سبک جولان مکن

💡 خیالات جهان آخر ز سر واکردنی دارد ازین ساز هوس بر هر چه پیچی مختصر پیچی

💡 در نظر واکردنی طی شد بساط زندگی چون شرر در نقطه آغاز بود انجام ما

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز