لغت نامه دهخدا
مالچ. [ ل ِ ] ( اِ ) ( اصطلاح کشتی رانی در خلیج فارس ) تخته های صف اول کشتی است که روی «بیس » قرار یافته. ( فرهنگ فارسی معین ).
مالچ. [ ل ِ ] ( اِ ) ( اصطلاح کشتی رانی در خلیج فارس ) تخته های صف اول کشتی است که روی «بیس » قرار یافته. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) ( کشتی رانی ) تخته های صف اول کشتی است که روی بیس قرار یافته. یا مالچ ثانی. ( کشتی رانی ) تخته های صف دوم است. یا مالچ ثالث. تخته های صف سوم و قس علی هذا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شخصیتهای اصلی در این داستان آرتمیس فاول دوم، هالی شورت، فرمانده جولیوس روت، فُلی، مالچ دیگامز و اُپال کوبویی هستند.
💡 راهکار مقابله با ریزگردهای خوزستان جلوگیری از انتقال آب سرشاخههای رودهای خوزستان و جلوگیری از سدسازیهای افراطی برقابی است، نه مالچ پاشی ماسه زارهایی که اصلاً کانون ریزگرد نیستند. مالچ پاشی باعث از میان رفتن علوفه و گیاهان منطقه ماسه زارها و به دنبال آن نابودی تنوع زیستی منطقه میشود و فاجعه است.