محسنین

لغت نامه دهخدا

محسنین. [م ُ س ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ محسن ( در حالت نصبی و جری ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع محسن در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُحْسِنِینَ: نیکوکاران(حسن عبارت است از هر چیزی که بهجت و شادابی آورد و انسان به سوی آن رغبت کند )
ریشه کلمه:
حسن (۱۹۴ بار)
«محسنین» از مادّه «إِحسان» به معنای نیکوکاران است که خداوند آنها را به عنوان کسانی که ایمان آورده اند، خیانت و کفران نمی کنند، معرفی می نماید.

جمله سازی با محسنین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود آن مخصوص ارباب یقین است بآن نزدیک روح محسنین است

💡 لا یَزالُ بُنْیانُهُمُ... الایه ای لا یزال حبّ ذلک البنیان و التحزن علی خرابه شکا و نفاقا فِی قُلُوبِهِمْ یحبون انهم کانوا فی بنائه محسنین کما حبب العجل الی قوم موسی.