هم قدم

لغت نامه دهخدا

هم قدم. [ هََ ق َ دَ ] ( ص مرکب ) همراه و هم سفر و هم طلب. ( برهان ):
تا کی دم اهل، اهل دم کو
همراه کجا و هم قدم کو؟نظامی ( لیلی ومجنون ص 50 ).تا هم قدم شدیم سگ پاسبانْت را
از فرق فرقدین، قدم برنهاده ایم.خاقانی.با طایفه ای جوانان صاحبدل همدم و همقدم بودم. ( گلستان ).

فرهنگ عمید

دو یا چند تن که با هم راه بروند، همگام، همراه.

جمله سازی با هم قدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا کی دم اهل، اهل دم کو؟ همراه کجا و هم قدم کو؟

💡 تیغ و مه ار یک قدم، جز به مرادش زدند هم قدم این برید، هم قلم آن شکست

💡 گذشته از اجلش مدتی و او برجاست که در ره عدمش هم قدم فتاده گران

💡 یا به زاهد هم قدم شو یا به شاهد هم نشین یا خریدار خزف یا گوهر یک دانه باش

💡 سکندریست که با خضر هم قدم بوده فواید سخنش بیش آبحیوانست

💡 هم پریشان دلم ازطره تو هم قدم خم شده از ابروی خمت

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز