هرزه خرج
مترادفها
ولخرچ، زیادهرو، بیبندوبار
متضادها
مقتصد، صرفهجو، میانهرو
لغت نامه دهخدا
هرزه خرج. [ هََ زَ / زِ خ َ ] ( ص مرکب ) مسرف که خرج بیجا و بی صرفه کند. تلف خرج. ( آنندراج ).
جمله سازی با هرزه خرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرزه کار و هرزه خرج و هرزه جنگ و هرزه صلح هرزه گردو، هرزه نال و، هرزه گوی و هرزه خند
💡 داغم که امشب آینهٔ زنگ بسته ی آن هرزه خرج جلوه ز مه رونما گرفت
💡 بود به نام خدا سک نقد دلها را به هرزه خرج مکن نقد اینچنین زنهار
💡 در داستانهای قدیمی، شاهی هرزه خرج توصیف میشد که تمام ثروت کشور را صرف ولخرجیهای بیمورد و جشنهای مجلل و بیهوده میکرد.
💡 رفتار هرزه خرج او باعث شد که در مدت کوتاهی تمام دارایی و املاک خانوادگی خود را از دست بدهد و به فقر مطلق برسد.
💡 مدیریت صحیح منابع مالی برای جلوگیری از تبدیل شدن به یک فرد هرزه خرج در دوران مدیریت شرکتها، بسیار حیاتی و ضروری به نظر میرسد.