خرج جیب

لغت نامه دهخدا

خرج جیب. [ خ َ ج ِ جی ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بَرْج. خرج غیرضروری. خرج غیرلازم. توجیبی.

فرهنگ فارسی

خرج غیر ضروری خرج غیر لازم

جمله سازی با خرج جیب

💡 سعدالدوله و ارغوخان كه هر دو از مسلمين بدگمان بودند، شروع به قطع دست اين قوم ازكارها كردند و قرار شد كه در كار جمع و خرج ممالك ايلخانى فقط عيسويان و يهود رابه كار بگمارند.

💡 خرج سپاه تو را صاحب دیوان دور فصل بهار از بحار لولوی مرجان نهاد

💡 زریست لایق همیان و کیسهٔ تاجر چرا که خرج نگردد به سالهای دراز

💡 مرحوم نورى نقل مى كند كه شيخ على نامى كه از مردان شايسته و پارسا بود در معيّتحاج شيخ مهدى نجفى عازم زيارت آقا على بن موسى الرضا عليه السلام مى شود. شيخعلى كه كفيل خدمت و امين خرج شيخ مهدى و از ملازمان او بود مى گويد:

💡 لذا مى بينيم، در اينجا، هم عمر مواظب ابى بكر است كه تندى نكند، و هم ابوبكر از عمرمراقبت دارد كه حدت به خرج ندهد.(737)

💡 فریب خار خار آرزو خوردی، ندانستی که چون خاشاک آخر خرج آتشخانه خواهی شد

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز