ناد

لغت نامه دهخدا

ناد. ( اِ ) بانگ. صدا. آواز. ( ناظم الاطباء ).
ناد. [ نادد ] ( ع اِ ) رزق. روزی. ( ناظم الاطباء ). رزق. ( آنندراج ). لیس له ناد؛ نیست مر او را رزق. ( منتهی الارب ).لیس لهم ناد؛ ای رزق. ج، نُدّاد. ( اقرب الموارد ).
ناد. [ نادد ] ( ع ص ) رمنده و پراکنده شونده. ( ناظم الاطباء ). رمنده. ( اقرب الموارد ). ج، نواد.
نأد. [ ن َءْدْ ] ( ع مص )ذهاب. || بد خواستن. ( منتهی الارب ). || حسد بردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). کینه. حسد. رشک. ( ناظم الاطباء ). || بلا و رنج رسیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از المنجد ). || زهیدن آب از زمین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نزّ. ( معجم متن اللغة ) ( از المنجد ).

فرهنگ فارسی

ذهاب یا بد خواستن.

جمله سازی با ناد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهرهای ملداوا ناد بدوو و سامبیر خواهرخوانده‌های برزوزوو هستند.

💡 آیینهٔ مهر، روشن از یاد علی است اوراد ملک بر آسمان ناد علی است

💡 منطقه اوستی ناد لابم ۵٬۳۳۴٫۵۲ کیلومترمربع مساحت و ۸۵۲٬۵۵۴ نفر جمعیت دارد.

💡 شهرهای ناردن و نوه مستو ناد واهم خواهرخوانده‌های اوهرسکی برود هستند.

💡 تا جبرییل ناد علی بر نبی نخواند ظاهر نشد بخلق خدا کوچه مظهرست

💡 شهرهای گدلو و مونته‌سودایو خواهرخوانده‌های براندیس ناد لابم-ستارا بولسلاو هستند.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز